بازگشت

enthusiast

en·thu·si·ast/ɪnˈθuːziæst/
noun (اسم)common
plural (جمع): enthusiasts
علاقه‌مندمشتاق

کسی که علاقه و اشتیاق زیادی به فعالیت یا موضوع خاصی دارد.

A person who is very interested in a particular activity or subject.

«او یک علاقه‌مند به عکاسی است که اغلب سفر می‌کند.»

He is a photography enthusiast who travels often.

«او به عنوان یک علاقه‌مند به تاریخ باستان به باشگاه پیوست.»

She joined the club as an enthusiast of ancient history.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fanهوادار

غیررسمی/رایج. در مورد ورزش یا افراد مشهور بجای enthusiast استفاده می‌شود اما برای سرگرمی‌های جدی کمتر مناسب است.

Informal/common. Can replace enthusiast when talking about sports or celebrities, e.g. 'a fan of football', but less suitable for academic or serious hobbies.

devoteeدلباخته

رسمی/رایج. برای علاقه‌های جدی یا معنوی مناسب است اما در موارد معمولی کمتر کاربرد دارد.

Formal/common. Suitable for serious or spiritual interests, e.g. 'a devotee of classical music'; less used in casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000