enucleated

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

e·nu·cle·at·ed/ɪˈnjuːkliˌeɪtɪd/
e-out ofnuclekernel, core-ateto make or cause-edpast tense
verb (فعل)technicalpast (گذشته): enucleatedpast participle (مفعولی): enucleated-ing (حال): enucleating3rd (سوم): enucleates

فعل — بیرون آوردن هسته

بیرون آوردن هستهخارج کردن

حذف یا برداشتن هسته یا قسمت مرکزی چیزی، به‌ویژه در سلول‌ها یا چشم‌ها (پزشکی).

Removed the nucleus or core from something, especially cells or eyes (medical).

«جراح تومور را از چشم خارج کرد.»

The surgeon enucleated the tumor from the eye.

«آن‌ها هسته سلول را برای مطالعه خارج کردند.»

They enucleated the cell's nucleus for study.

تفاوت با واژه‌های مشابه
extractبیرون کشیدن

رسمی. معمولاً به معنی برداشتن چیزی با دقت است. در زمینه‌های پزشکی جایگزین می‌شود.

Formal. Often means to remove something carefully. Can replace in medical contexts.

removeبرداشتن

متداول. اصطلاح عام برای برداشتن است. بسته به زمینه جایگزین می‌شود.

Common. General term for taking away. Can replace enucleated depending on context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000