بازگشت

equip

e·quip/ɪˈkwɪp/
e-completelyquipfit, suitable
verb (فعل)common
past (گذشته): equippedpast participle (مفعولی): equipped-ing (حال): equipping3rd (سوم): equips
تجهیز کردنآماده کردن

تأمین ابزار، لوازم یا توانایی‌های لازم برای هدف خاص.

To provide with the necessary tools, supplies, or abilities for a specific purpose.

«سربازان با سلاح‌های جدید تجهیز شدند.»

The soldiers were equipped with new weapons.

«دفتر با فناوری مدرن مجهز شده است.»

The office is equipped with modern technology.

تفاوت با واژه‌های مشابه
furnishتهیه کردن

رسمی است و به معنی تأمین چیزی لازم است.

Formal. Providing something necessary.

outfitلباس یا تجهیزات فراهم کردن

غیررسمی است و به معنی فراهم کردن تجهیزات یا لباس است.

Informal. To supply with equipment or clothing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000