equipped with shoes

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

e·quipped with shoes/ɪˈkwɪpt wɪð ʃuːz/
equipto provide-edpast participlewith shoeshaving shoes
phrase (عبارت)common

عبارت — مجهز به کفش

مجهز به کفشکفش به پا داشتن

دارای کفش مجهز بودن یا کفش پوشیدن.

Having shoes provided or worn.

«کوه‌نوردان با کفش‌های مناسب زمین ناهموار مجهز بودند.»

The hikers were equipped with shoes suitable for rough terrain.

«کودکان مجهز به کفش تمام روز بیرون بازی کردند.»

Children equipped with shoes played outside all day.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000