exemplar

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ex·em·plar/ɪɡˈzɛm.plɑːr/
ex-out of / fromempl-model / example-arpertaining to / relating to
noun (اسم)formalplural (جمع): exemplars

اسم — نمونه برجسته

نمونه برجستهالگو

شخص یا چیز برجسته و نمونه‌ای که به عنوان الگو برای دیگران به کار می‌رود.

A person or thing serving as a typical example or excellent model to be copied.

«او نمونه‌ای برجسته از مهربانی و سخاوت است.»

She is an exemplar of kindness and generosity.

«این نقاشی به عنوان نمونه‌ای برجسته از سبک هنرمند عمل می‌کند.»

This painting serves as an exemplar of the artist's style.

تفاوت با واژه‌های مشابه
modelالگو

متداول. وقتی به الگویی برای پیروی اشاره دارد جایگزین exemplar می‌شود، مانند «یک شهروند الگو». همیشه رسمی یا به قوت exemplar نیست.

Common. Can replace 'exemplar' when referring to something that serves as a pattern or standard, e.g. 'a model citizen'. Not always formal or as strong as 'exemplar'.

paragonنمونه عالی

رسمی/ادبی. به معنای نمونه کاملی از یک ویژگی است که در تحسین‌های رسمی جایگزین exemplar می‌شود، مثل «نمونه عالی فضیلت». در مکالمات روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal/literary. Means a perfect example of a quality, often replacing 'exemplar' in formal praise, e.g. 'a paragon of virtue'. Less common in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000