بازگشت

exempt

ex·empt/ɪɡˈzɛmpt/
ex-out of, away fromempttake, buy
1adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): exemptedsuperlative (عالی): exempted
معافبخشوده

معاف از انجام یک وظیفه یا قانون که دیگران باید رعایت کنند.

Free from an obligation or rule that others must follow.

«دانش‌آموزان با نمرات بالا از امتحان نهایی معاف هستند.»

Students with high grades are exempt from the final exam.

«سازمان‌های غیرانتفاعی از برخی مالیات‌ها معاف هستند.»

Non-profit organizations are exempt from certain taxes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
immuneمصون

رسمی. وقتی به محافظت در برابر وظایف اشاره دارد قابل جایگزینی است، معمولاً در زمینه‌های حقوقی یا پزشکی.

Formal. Interchangeable when referring to protection from obligations, often used in legal or medical contexts.

excusedعذرخواسته

رایج. وقتی کسی رسماً اجازه دارد کاری را انجام ندهد، قابل جایگزینی است.

Common. Can replace 'exempt' when someone is officially allowed not to do something.

متضادها
2verb (فعل)formal
past (گذشته): exemptedpast participle (مفعولی): exempted-ing (حال): exempting3rd (سوم): exempts
معاف کردنبخشودن

رها کردن کسی از یک وظیفه یا قانون.

To free someone from an obligation or rule.

«قانون جانبازان را از پرداخت برخی مالیات‌ها معاف می‌کند.»

The law exempts veterans from paying certain taxes.

«او به دلیل مشکلات سلامتی از خدمت هیئت منصفه معاف شد.»

She was exempted from jury duty due to health reasons.

تفاوت با واژه‌های مشابه
excuseمعذرت

رایج. وقتی رسماً فرد را از وظیفه‌ای آزاد می‌کند قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when officially freeing from a duty.

relieveرهایی دادن

رایج. زمانی که بار یا مسئولیت برداشته شود استفاده می‌شود.

Common. Used when removing burden or responsibility.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000