بازگشت

excuse

ex·cuse/ɪkˈskjuːs/
1noun (اسم)common
plural (جمع): excuses
بهانهعذرتوجیه

دلیل یا توضیحی که برای دفاع یا توجیه یک اشتباه یا جرم ارائه می‌شود.

A reason or explanation put forward to defend or justify a fault or offense.

«او برای دیر آمدنش بهانه‌ای آورد.»

He made an excuse for being late.

«کمبود وقت بهانه‌ای برای کیفیت پایین نیست.»

Lack of time is not an excuse for poor quality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pretextبهانه، دستاويز (رسمی/خنثی. 'pretext' به دلیلی اشاره دارد که واقعی نیست و برای پنهان کردن انگیزه واقعی استفاده می‌شود. 'excuse' می‌تواند واقعی یا غیرواقعی باشد. 'He used his illness as a pretext to leave.' بجای 'He used his illness as an excuse to leave.' 'Pretext' اغلب حس منفی‌تری دارد.)
reasonدلیل (روزمره. 'reason' یک دلیل واقعی و منطقی برای چیزی است. 'excuse' ممکن است یک 'reason' باشد اما اغلب با حس توجیه کردن اشتباه همراه است. 'What's your reason for being late?' بجای 'What's your excuse for being late?' اگر می‌خواهیم دلیل واقعی را بپرسیم.)
متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): excusedpast participle (مفعولی): excused-ing (حال): excusing3rd (سوم): excuses
معاف کردنآزاد کردن

کسی را از وظیفه یا تعهدی آزاد کردن.

To release (someone) from a duty or obligation.

«لطفاً مرا از جلسه معاف کنید.»

Please excuse me from the meeting.

«او به دلیل مصدومیت از کلاس ورزش معاف شد.»

He was excused from gym class due to injury.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exemptمعاف کردن (رسمی. 'exempt' به معنای معاف کردن از یک قانون، وظیفه یا پرداخت است. بیشتر در بافت‌های قانونی یا رسمی استفاده می‌شود و قابل تعویض با 'excuse' در این معنا است: 'He was exempted from military service.' بجای 'He was excused from military service.')
absolveتبرئه کردن (رسمی/مذهبی. به معنای بخشیدن گناه یا آزاد کردن از مسئولیت. 'Absolve' اغلب بار اخلاقی یا مذهبی دارد: 'The priest absolved him of his sins.' 'Excuse' بیشتر برای وظایف روزمره است.)
متضادها
3verb (فعل)common
past (گذشته): excusedpast participle (مفعولی): excused-ing (حال): excusing3rd (سوم): excuses
بخشیدنعذرخواهی کردن (از کسی)

بخشیدن (کسی) برای یک اشتباه یا تخلف جزئی.

To forgive (someone) for a minor fault or offense.

«ببخشید، شما را ندیدم.»

Excuse me, I didn't see you there.

«لطفاً بی‌ادبی من را ببخشید.»

Please excuse my bad manners.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forgiveبخشیدن (روزمره. 'forgive' برای اشتباهات جدی‌تر یا برای بخشش کامل استفاده می‌شود. 'Excuse' بیشتر برای اشتباهات جزئی‌تر یا درخواست اجازه است. 'Please forgive me for my mistake.' بجای 'Please excuse me for my mistake.' 'Excuse' را معمولا در بافت‌های روزمره و برای اشتباهات کوچک استفاده می‌کنند.)
pardonعفو کردن (رسمی/قانونی. 'pardon' به معنای عفو رسمی، معمولاً برای یک جرم جدی است. در کاربرد روزمره می‌توان گفت 'Pardon me' به جای 'Excuse me' اما این کمی رسمی‌تر است.)
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000