بازگشت

fake

/feɪk/
fakenot genuine, counterfeit
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): fakersuperlative (عالی): fakest
جعلیتقلبیساختگی

تقلبی و اصلی نیست؛ ساختگی یا جعلی.

Not genuine or real; counterfeit or fraudulent.

«او هنگام فروش ساعت‌های تقلبی دستگیر شد.»

He was caught selling fake watches.

«او لبخند ساختگی زد.»

She put on a fake smile.

تفاوت با واژه‌های مشابه
counterfeitجعلی

رسمی یا فنی. معمولاً برای پول یا مدارک. جایگزین fake برای پول است اما برای حالت‌های احساسی نه.

Formal or technical. Usually for money or documents. Can replace fake when referring to money but not for emotional expressions.

phonyدروغین، قلابی

غیررسمی. روی فریب یا عدم صداقت تاکید دارد. در موارد غیررسمی درباره افراد یا اشیاء جاگزین fake می‌شود.

Informal. Emphasizes deception or insincerity. Can replace fake in informal contexts about people or things pretending to be genuine.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): fakedpast participle (مفعولی): faked-ing (حال): faking3rd (سوم): fakes
جعلی کردنتقلید کردنوانمود کردن

چیزی را طوری جلوه دادن که واقعی یا درست به نظر برسد در حالی که نیست؛ تقلید فریب‌آمیز کردن.

To make something appear real or true when it is not; to imitate deceptively.

«او برای فرار از کار وانمود کرد که مریض است.»

He faked illness to avoid work.

«او امضای داخل قرارداد را جعل کرد.»

She faked the signature on the contract.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forgeجعلی ساختن

رسمی و فنی. بیشتر برای اسناد یا امضاها به کار می‌رود. در مورد اسناد جایگزین fake است ولی برای رفتار یا احساسات نه.

Formal and technical. Mainly used for documents or signatures. Interchangeable with fake for documents but not for actions or emotions.

feignوانمود کردن

رسمی. معمولاً درباره احساسات یا وضعیت‌ها. در حالت وانمود کردن احساسات جایگزین fake است اما برای اشیاء نه.

Formal. Usually about feelings or conditions. Can replace fake when talking about pretending emotions but not objects.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): fakes
جعلیقلابیدروغین

کسی یا چیزی که اصلی نیست؛ تقلیدی یا کلاهبردار.

A person or thing that is not genuine; an imitation or fraud.

«آن تابلو نقاشی تقلیدی است.»

That painting is a fake.

«او به عنوان یک جعل‌کننده فاش شد.»

He was exposed as a fake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
impostorشیاد

رسمی. معمولاً درباره کسی که وانمود به کسی دیگر بودن می‌کند. وقتی روی فریب هویتی تاکید باشد جایگزین fake است.

Formal. Usually a person pretending to be someone else. Can replace fake when emphasizing deception about identity.

fraudتقلبی

رسمی و حقوقی. تمرکز روی تقلب جنایی دارد. در موقعیت‌های حقوقی یا مالی جایگزین fake می‌شود ولی در مکالمه معمولی نه.

Formal and legal contexts. Focuses on criminal deception. Can replace fake in legal or financial situations but not usually in casual speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000