fall foul

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔl faʊl/
phrasal verb (فعل عبارتی)formal

فعل عبارتی — به دردسر افتادن با

به دردسر افتادن بامغضوب شدن

با کسی یا چیزی درگیر شدن یا گرفتار مجازات آن شدن.

To come into conflict with or be punished by someone or something.

«او با قانون به دردسر افتاد.»

He fell foul of the law.

«آن‌ها گرفتار مقررات جدید شدند.»

They fell foul of the new rules.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000