fall in line

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔl ɪn laɪn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — همراه شدن

همراه شدنمطیع شدن

مطیع گروه، قانون یا مقام شدن و با آن همراهی کردن.

To begin to obey or agree with a group, rule, or authority.

«کارکنان خیلی زود همراه شدند.»

The staff soon fell in line.

«او حاضر نشد مطیع شود.»

He refused to fall in line.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000