fall off one's chair

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔl ɔf wʌnz tʃɛr/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از تعجب شاخ درآوردن

از تعجب شاخ درآوردنخشک شدن از تعجب

به‌شدت شگفت‌زده یا شوکه شدن.

To be extremely surprised or shocked.

«وقتی شنیدم، نزدیک بود از تعجب شاخ دربیاورم.»

I nearly fell off my chair when I heard.

«او از شنیدن قیمت شوکه شد.»

She fell off her chair at the price.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000