fall off one's perch

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔl ɔf wʌnz pɝtʃ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از اوج افتادن

از اوج افتادنموقعیتش را از دست دادن

موقعیت برتر یا نفوذ خود را، معمولاً پس از دوره‌ای از قدرت، از دست دادن.

To lose a high position, especially after seeming secure or important.

«قهرمان سرانجام از اوج افتاد.»

The champion finally fell off his perch.

«شرکت پس از رسوایی جایگاهش را از دست داد.»

The company fell off its perch after the scandal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000