fall on one's face

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔl ɑn wʌnz feɪs/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بدجور شکست خوردن

بدجور شکست خوردنضایع شدن

به‌شدت و معمولاً در برابر دیگران شکست خوردن یا ضایع شدن.

To fail badly, especially in a public or embarrassing way.

«محصول جدید بدجور شکست خورد.»

The new product fell on its face.

«شوخی او در جلسه ضایع شد.»

His joke fell on its face at the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000