fall through the cracks

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔl θru ðə kræks/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از قلم افتادن

از قلم افتادننادیده گرفته شدن

به‌دلیل نقص یک نظام یا روند، نادیده گرفته شدن و رسیدگی نشدن.

To be neglected or missed because a system fails to deal with it.

«بعضی دانش‌آموزان از قلم می‌افتند.»

Some students fall through the cracks.

«به شکایت رسیدگی نشد.»

The complaint fell through the cracks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000