fight fires
/faɪt ˈfaɪərz/
phrase (عبارت)informal
عبارت — رفع بحرانهای پیدرپی کردن
رفع بحرانهای پیدرپی کردنمدام دنبال حل مشکلات فوری بودن
مدام به مشکلات فوری رسیدگی کردن، معمولاً به جای انجام کارهای برنامهریزیشده.
To deal with urgent problems as they arise, especially instead of planned work.
«مدیر تمام روز درگیر حل مشکلات فوری بود.»
“The manager spent all day fighting fires.”
«نمیتوانیم هر هفته فقط بحرانهای فوری را حل کنیم.»
“We cannot keep fighting fires every week.”