fight fires

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/faɪt ˈfaɪərz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — رفع بحران‌های پی‌درپی کردن

رفع بحران‌های پی‌درپی کردنمدام دنبال حل مشکلات فوری بودن

مدام به مشکلات فوری رسیدگی کردن، معمولاً به جای انجام کارهای برنامه‌ریزی‌شده.

To deal with urgent problems as they arise, especially instead of planned work.

«مدیر تمام روز درگیر حل مشکلات فوری بود.»

The manager spent all day fighting fires.

«نمی‌توانیم هر هفته فقط بحران‌های فوری را حل کنیم.»

We cannot keep fighting fires every week.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000