بازگشت

fighter

fight·er/ˈfaɪtər/
fightto engage in physical combat or struggle-erone who performs an action
1noun (اسم)common
plural (جمع): fighters
جنگجومبارزرزمی‌کار

فردی که در مبارزه جسمی شرکت می‌کند، به‌ویژه سرباز یا کسی که آموزش جنگیدن دارد.

A person who takes part in a physical fight or combat, especially a soldier or someone trained to fight.

«مبارز در مبارزه تن‌به‌تن آموزش دیده بود.»

The fighter was trained in hand-to-hand combat.

«آن‌ها جنگجوها را به خط مقدم فرستادند.»

They sent fighters to the front line.

تفاوت با واژه‌های مشابه
warriorرزمنده

رسمی/ادبی. معمولاً به جنگجویان تاریخی یا شریف اشاره دارد. مثلاً 'warrior در نبردهای باستانی' درست است ولی کمتر برای دعوای معمولی به کار می‌رود.

Formal/literary. Similar meaning but often emphasizes historic or noble fighters. 'Warrior in ancient battles' works; less for modern casual fights.

combatantجنگجو

رسمی/نظامی. به افراد در مبارزه مسلحانه اشاره دارد؛ در زمینه‌های نظامی قابل جایگزینی است اما در دعواهای عادی نه.

Formal/military. Focuses on participants in armed combat; interchangeable in military contexts but not casual fights.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): fighters
جت جنگندههواپیمای جنگی

نوعی هواپیمای نظامی سریع که برای نبرد هوایی ساخته شده است.

A specially designed fast military aircraft built for air combat.

«جت جنگنده هنگام سپیده‌دم برخاست.»

The fighter jet took off at dawn.

«جت‌های جنگنده مدرن سیستم‌های راداری پیشرفته دارند.»

Modern fighters have advanced radar systems.

تفاوت با واژه‌های مشابه
warplaneهواپیمای جنگی

رسمی/نظامی. اصطلاح کلی برای هواپیماهای نظامی، کمتر اختصاصی از 'fighter'. در متون فنی و رسمی کاربرد دارد.

Formal/military. General term for military aircraft, less specific than 'fighter'. Used in technical or formal texts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000