flatten out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

flat·ten out/ˈflætən aʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — صاف کردن

صاف کردنتخت شدن

چیزی را صاف و تخت کردن، یا صاف و تخت شدن است.

To make something flat or become flat.

«خمیر را با وردنه صاف کن.»

Flatten out the dough with a rolling pin.

«جاده بعد از تپه صاف می‌شود.»

The road flattens out after the hill.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000