flush out
فعل عبارتی — از مخفیگاه بیرون راندن
کسی یا حیوانی را از مخفیگاه بیرون راندن است.
To force a person or animal out of a hiding place.
«سگ یک خرگوش را از مخفیگاه بیرون راند.»
“The dog flushed out a rabbit.”
«آنها تلاش کردند مزاحم را از مخفیگاه بیرون بکشند.»
“They tried to flush out the intruder.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. برای بیرون راندن چیزی از جایش، مانند dislodge the animal، میتواند جایگزین شود، اما همیشه پنهان بودن را نمیرساند.
Formal. It can replace 'flush out' when something is forced from a position, as in 'dislodge the animal,' but it does not always imply hiding.
متضادها
فعل عبارتی — آشکار کردن
اطلاعات، افراد یا مشکلات پنهان را آشکار کردن است.
To make hidden information, people, or problems become known.
«حسابرسی چند خطا را آشکار کرد.»
“The audit flushed out several errors.”
«پرسشها میتوانند استدلالهای ضعیف را آشکار کنند.»
“Questions can flush out weak arguments.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. برای آشکار شدن اطلاعات، مانند reveal the facts، جایگزین میشود، اما برای بیرون راندن حیوان از مخفیگاه نه.
Everyday. It replaces 'flush out' when information is made known, as in 'reveal the facts,' but not when forcing an animal from cover.