fly in the face of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/flaɪ ɪn ðə feɪs əv/
phrase (عبارت)formal

عبارت — در تضاد بودن با

در تضاد بودن بابرخلاف بودن با

کاملاً با چیزی در تضاد بودن یا آشکارا آن را نادیده گرفتن.

To be completely opposite to or openly defy something.

«این تصمیم کاملاً برخلاف عقل سلیم است.»

The decision flies in the face of common sense.

«ادعای او با شواهد در تضاد است.»

His claim flies in the face of the evidence.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000