fly solo

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fly so·lo/flaɪ ˈsoʊ.loʊ/
flyto move through the airsoloalone, without others
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — تنها پرواز کردن

تنها پرواز کردنپرواز انفرادی

پرواز کردن به‌تنهایی، بدون کمک مربی یا کمک‌خلبان.

To pilot an aircraft alone, without an instructor or co-pilot.

«او پس از تنها ده ساعت آموزش به‌تنهایی پرواز کرد.»

She flew solo after just 10 hours of training.

«اولین بار که تنها پرواز کرد، عصبی بود.»

He was nervous the first time he flew solo.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pilot aloneبه تنهایی خلبانی کردن

رسمی. در موقعیت‌های هوانوردی برای تاکید روی پرواز بدون همراه قابل استفاده است.

Formal. Interchangeable in aviation contexts when emphasizing flying without others — 'He piloted alone for the first time.'

متضادها
2phrase (عبارت)common

عبارت — تنهایی انجام دادن

تنهایی انجام دادنانفرادی انجام دادن

انجام کاری به‌تنهایی و بدون کمک یا همراهی دیگران.

To do something alone, without assistance or companionship.

«او تصمیم گرفت پروژه را به‌تنهایی انجام دهد.»

He decided to fly solo on the project.

«او ترجیح می‌دهد تنها سفر کند تا با دوستان.»

She prefers to travel solo rather than with friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
go aloneتنهایی رفتن

روزمره. موقع صحبت درباره انجام کارها به‌تنهایی قابل استفاده است.

Everyday. Interchangeable when talking about doing activities alone — 'She went alone to the event.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000