force someone's hand

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

force some·one's hand/fɔrs ˈsʌmwʌnz hænd/
phrase (عبارت)common

عبارت — کسی را مجبور به تصمیم‌گیری کردن

کسی را مجبور به تصمیم‌گیری کردنکسی را وادار به اقدام کردن

کسی را پیش از آمادگی یا میلش مجبور به اقدام یا تصمیم‌گیری کردن.

to make someone act or decide before they want to

«مهلت مقرر او را مجبور به تصمیم‌گیری کرد.»

The deadline forced her hand.

«پیشنهاد آن‌ها ممکن است ما را وادار به اقدام کند.»

Their offer may force our hand.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000