force someone's hand
force some·one's hand/fɔrs ˈsʌmwʌnz hænd/
phrase (عبارت)common
عبارت — کسی را مجبور به تصمیمگیری کردن
کسی را مجبور به تصمیمگیری کردنکسی را وادار به اقدام کردن
کسی را پیش از آمادگی یا میلش مجبور به اقدام یا تصمیمگیری کردن.
to make someone act or decide before they want to
«مهلت مقرر او را مجبور به تصمیمگیری کرد.»
“The deadline forced her hand.”
«پیشنهاد آنها ممکن است ما را وادار به اقدام کند.»
“Their offer may force our hand.”