forbidden fruit

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

for·bid·den fruit/fərˈbɪdən frut/
phrase (عبارت)literary

عبارت — میوهٔ ممنوعه

میوهٔ ممنوعهچیز ممنوع و وسوسه‌انگیز

چیزی که چون ممنوع یا دست‌نیافتنی است جذاب‌تر به نظر می‌رسد.

something attractive because it is prohibited or unavailable

«آن وب‌سایت محدودشده به چیزی وسوسه‌انگیز تبدیل شد.»

The restricted website became forbidden fruit.

«برای نوجوان‌ها، پنهان‌کاری می‌تواند عشق را وسوسه‌انگیز کند.»

For teenagers, secrecy can make romance forbidden fruit.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000