بازگشت

forgetfulness

for·get·ful·ness/fərˈɡɛt.fəl.nəs/
forgetfail to remember-fulfull of-nessstate or quality of
noun (اسم)common
فراموشکاریحافظه ضعیف

حالتی که در آن فرد زیاد فراموشکار است و چیزها را به خاطر نمی‌آورد.

The state or condition of frequently failing to remember things.

«فراموشکاری او اغلب باعث اشتباه در کار می‌شود.»

Her forgetfulness often causes mistakes at work.

«بر اثر بالا رفتن سن، فراموشکاری رایج است.»

Forgetfulness is common as people get older.

تفاوت با واژه‌های مشابه
absent-mindednessحواس‌پرتی

رایج. وقتی فراموشی به دلیل حواس‌پرتی است جایگزین خوبی است — او به خاطر حواس‌پرتی کلیدهایش را گم کرد. برای فراموشی شدید کمتر استفاده می‌شود.

Common. Can replace forgetfulness especially when the cause is distraction — 'His absent-mindedness made him lose keys' sounds natural. Less used for severe memory loss.

lapse of memoryفراموشی موقت

متداول/خنثی. به فراموشی موقتی اشاره دارد، در برخی موارد قابل جایگزینی است، مثل وقتی کسی در امتحان فراموشی لحظه‌ای دارد. برای حالت دائمی کاربرد ندارد.

Common/neutral. Refers to a temporary forgetful moment, interchangeable in some contexts, 'He had a lapse of memory during the exam'. Not used for a general habitual condition.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000