remembrance

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·mem·brance/rɪˈmɛm.brəns/
re-againmemmemory-brancerelated to the act or process
1noun (اسم)formal

اسم — یادآوری

یادآوریبخاطر سپردنیادبود

عمل به خاطر آوردن یا یادآوری کسی یا چیزی از گذشته

The act of remembering someone or something from the past

«ما مراسمی به یاد سربازان کشته شده برگزار کردیم.»

We held a ceremony in remembrance of the fallen soldiers.

«این بنای یادبود نمادی از مبارزات گذشته است.»

The monument stands as a remembrance of past struggles.

تفاوت با واژه‌های مشابه
memoryحافظه، یاد

روزمره. معمولاً قابل تعویض است اما memory هم به عنوان توانایی یادآوری به کار می‌رود و هم عمل خاطره کردن؛ remembrance بر عمل خاطره کردن تأکید دارد. عبارت «in remembrance of» رایج است.

Common. Often interchangeable, but memory can be both the act and the capacity to remember; remembrance emphasizes the act of recalling. 'In remembrance of' is a common phrase.

commemorationگرامیداشت، بزرگداشت

رسمی. عمدتاً برای مراسم یا اقدام‌های رسمی یادبود به کار می‌رود و در موارد غیررسمی کمتر قابل جایگزینی است.

Formal. Used mainly for official or public acts remembering events or people, less interchangeable with remembrance in casual contexts.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): remembrances

اسم — یادبود

یادبودسوغاتنشانه یاد

شیء یا نشانه‌ای که به عنوان یادبود کسی یا رویدادی نگه داشته یا داده می‌شود

A token or object given or kept to remember a person or event

«او یک گل کوچک را به یاد سفر نگه داشت.»

She kept a small flower as a remembrance of the trip.

«مدال به عنوان یادبودی از شجاعت او داده شد.»

The medal was given as a remembrance of his bravery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
souvenirسوغات

روزمره. اغلب به معنای شیء فیزیکی نگه‌داشته شده به عنوان یادبود از جایی یا رویدادی است و کمتر رسمی‌تر از remembrance به عنوان اسم است.

Common. Usually a physical object kept as a memory from a place or occasion, often less formal than remembrance as a noun.

mementoیادگار

رسمی/ادبی. شیء فیزیکی نگهداری شده برای یادآوری گذشته؛ در متون ادبی یا رسمی بیشتر به کار می‌رود و در آن زمینه‌ها تا حدی قابل تعویض با souvenir است.

Formal/literary. A physical object kept to remind one of the past; more literary or formal than souvenir and somewhat interchangeable in those contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000