frequently found

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fre·quent·ly found/ˈfrikwəntli faʊnd/
phrase (عبارت)common

عبارت — اغلب یافت‌شونده

اغلب یافت‌شوندهرایج

در جاها یا نمونه‌های فراوان دیده یا یافت‌شونده.

Existing or occurring in many places or instances.

«این الگو اغلب در طبیعت دیده می‌شود.»

This pattern is frequently found in nature.

«این خطا اغلب در پرونده‌های قدیمی دیده می‌شود.»

The error is frequently found in old records.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000