fresh out of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/frɛʃ aʊt əv/
phrase (عبارت)informal

عبارت — تازه تمام کردن

تازه تمام کردندیگر نداشتن

تازه تمامِ یک چیز را مصرف کرده بودن و دیگر از آن نداشتن.

having just used up all of a particular thing

«شیرمان تازه تمام شده است.»

We're fresh out of milk.

«فروشگاه باتری‌هایش تازه تمام شده است.»

The store is fresh out of batteries.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000