fresh out of
/frɛʃ aʊt əv/
phrase (عبارت)informal
عبارت — تازه تمام کردن
تازه تمام کردندیگر نداشتن
تازه تمامِ یک چیز را مصرف کرده بودن و دیگر از آن نداشتن.
having just used up all of a particular thing
«شیرمان تازه تمام شده است.»
“We're fresh out of milk.”
«فروشگاه باتریهایش تازه تمام شده است.»
“The store is fresh out of batteries.”