fuck with

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fʌk wɪð/
phrasal verb (فعل عبارتی)vulgar

فعل عبارتی — سر به سر گذاشتن

سر به سر گذاشتناذیت کردندستکاری کردن

کسی یا چیزی را به صورت شیطنت‌آمیز یا بدخواهانه آزار دادن، اذیت کردن، یا با آن ور رفتن.

To annoy, bother, or interfere with someone or something in a playful or malicious way.

«با وسایلم ور نرو، عصبانی می‌شوم.»

Don't fuck with my stuff, I'll get angry.

«او همیشه سر به سر برادر کوچکش می‌گذارد.»

He's always fucking with his little brother.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000