furnishing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fur·nish·ing/ˈfɜːrnɪʃɪŋ/
furnishto provide or supply-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — مبلمان داخلی

مبلمان داخلیتجهیزات داخلی

اشیایی مانند مبلمان و تزئینات که برای تجهیز یک اتاق یا ساختمان استفاده می‌شوند.

Objects such as furniture and decorations that are used to equip a room or building.

«آپارتمان جدید قبل از نقل مکان نیاز به تجهیزات داخلی دارد.»

The new apartment needs furnishings before we move in.

«او تجهیزات داخلی را با دقت انتخاب کرد تا با سبک خانه هماهنگ باشد.»

She chose the furnishings carefully to match the style of the house.

تفاوت با واژه‌های مشابه
furnitureمبلمان

رایج. وقتی منظور تجهیزات متحرک اتاق است، جایگزین 'furnishing' می‌شود ولی 'furniture' معمولاً شامل تزئینات نمی‌شود؛ مانند 'مبلمان اتاق' در مقابل 'تجهیزات داخلی اتاق'.

Common. Interchangeable with 'furnishing' when referring to movable room equipment, but 'furniture' often excludes decorations; e.g., 'room furniture' vs. 'room furnishings'.

decorتزئینات داخلی

رسمی/غیررسمی. با 'furnishing' در خصوص اقلام تزئینی به ویژه همپوشانی دارد؛ بیشتر در زمینه سبک استفاده می‌شود، مثلاً 'تزئینات منزل' در مقابل 'تجهیزات داخلی'.

Formal/informal. Overlaps with 'furnishing' especially for decorative items; used more in style contexts, e.g., 'home decor' vs. 'furnishings'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000