galvanise

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

gal·va·nise/ˈɡælvənaɪz/
GalvaniLuigi Galvani, Italian physician/physicist-iseto make or cause to be
1verb (فعل)commonpast (گذشته): galvanisedpast participle (مفعولی): galvanised-ing (حال): galvanising3rd (سوم): galvanises

فعل — به هیجان آوردن

به هیجان آوردنبه حرکت درآوردنبرانگیختن

کسی را شوکه کردن یا به هیجان آوردن برای اقدام کردن.

To shock or excite (someone) into taking action.

«فوریت وضعیت تیم را به حرکت درآورد.»

The urgency of the situation galvanised the team.

«سخنرانی او نتوانست جمعیت را به هیجان آورد.»

His speech failed to galvanise the crowd.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exciteتحریک کردن

رایج. 'تحریک کردن' یک اصطلاح کلی برای ایجاد احساسات قوی شور و شوق یا اشتیاق است. 'گالوانایز کردن' به طور خاص به هیجان آوردن کسی تا مرز انجام یک عمل جدید یا بیدار شدن از بی‌تفاوتی اشاره دارد. 'خبر او را هیجان‌زده کرد' درست است، 'نیاز فوری تیم را به حرکت واداشت' درست است.

Common. 'Excite' is a general term for causing strong feelings of enthusiasm or eagerness. 'Galvanise' specifically implies exciting someone to the point of taking a new action or reviving from apathy. 'The news excited him' works, 'The urgent need galvanised the team into action' works.

stimulateتحریک کردن

رسمی. 'تحریک کردن' به معنای تشویق علاقه یا فعالیت است. 'گالوانایز کردن' یک شوک ناگهانی، قدرتمند و اغلب تحول‌آفرین به عمل را نشان می‌دهد. 'قهوه مغز را تحریک می‌کند' درست است، 'بحران تلاش‌های کشور را برانگیخت' درست است.

Formal. 'Stimulate' means to encourage interest or activity. 'Galvanise' suggests a more sudden, powerful, and often transformative jolt into action. 'Coffee stimulates the brain' works, 'The crisis galvanised the country's efforts' works.

متضادها
2verb (فعل)technicalpast (گذشته): galvanisedpast participle (مفعولی): galvanised-ing (حال): galvanising3rd (سوم): galvanises

فعل — گالوانیزه کردن

گالوانیزه کردنآبکاری با روی

پوشاندن (آهن یا فولاد) با یک لایه محافظ از روی (زینک).

To coat (iron or steel) with a protective layer of zinc.

«بسیاری از نرده‌ها برای مقاومت در برابر زنگ‌زدگی گالوانیزه می‌شوند.»

Many fences are galvanised to resist rust.

«ورق‌های فولادی قبل از استفاده گالوانیزه شدند.»

The steel sheets were galvanised before being used.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coatپوشاندن

روزمره. 'پوشاندن' یک اصطلاح کلی برای پوشاندن یک سطح با یک لایه است. 'گالوانیزه کردن' ماده (روی) و هدف (محافظت، معمولاً در برابر خوردگی) را مشخص می‌کند. 'او کیک را با رویه شیرینی پوشاند' درست است، 'فولاد برای جلوگیری از زنگ‌زدگی گالوانیزه شد' درست است.

Everyday. 'Coat' is a general term for covering a surface with a layer. 'Galvanise' specifies the material (zinc) and the purpose (protection, usually against corrosion). 'She coated the cake with icing' works, 'The steel was galvanised to prevent rust' works.

plateآبکاری کردن

فنی. 'آبکاری کردن' به پوشاندن یک سطح با یک لایه نازک فلز اشاره دارد، اغلب برای تزئین یا محافظت، اما روی را مشخص نمی‌کند. 'گالوانیزه کردن' منحصراً برای پوشش روی است. 'جواهرات طلاکاری شده بودند' درست است، 'لوله‌ها گالوانیزه شدند' درست است.

Technical. 'Plate' refers to covering a surface with a thin layer of metal, often for decoration or protection, but doesn't specify zinc. 'Galvanise' is exclusively for zinc coating. 'The jewelry was gold-plated' works, 'The pipes were galvanised' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000