بازگشت

garbage

gar·bage/ˈɡɑːrbɪdʒ/
1noun (اسم)common
زبالهآشغالزباله‌دانی

مواد دورریختنی و خراب‌شده، به‌ویژه از خانه‌ها.

Waste material consisting of discarded or spoiled items, especially from households.

«لطفاً قبل از اینکه بو بگیرد، زباله را بیرون ببر.»

Please take out the garbage before it smells.

«کامیون زباله‌کش هر دوشنبه می‌آید.»

The garbage truck comes every Monday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trashزباله

روزمره. معمولاً در انگلیسی آمریکایی به جای garbage برای زباله کلی استفاده می‌شود.

Everyday. Often used interchangeably with garbage in American English for general waste.

rubbishزباله

در انگلیسی بریتانیایی رایج است. نزدیک به garbage ولی در آمریکایی کمتر به کار می‌رود.

Common in British English. Similar to garbage but less common in American English.

refuseپسماند

رسمی. اصطلاح فنی‌تر برای پسماند، کمتر در مکالمه معمول استفاده می‌شود.

Formal. More technical or official term for waste, less common in everyday speech.

متضادها
2adjective (صفت)informal
بی‌ارزشچندش‌آورافتضاح

کیفیتی بسیار پایین یا بی‌ارزش.

Very bad quality or worthless.

«آن فیلم افتضاح بود؛ دیدنش را پشیمانم.»

That movie was garbage; I regret watching it.

«آن محصول را نخر؛ بی‌ارزش است.»

Don't buy that product; it's garbage.

تفاوت با واژه‌های مشابه
terribleافتضاح

روزمره. برای توصیف چیزی با کیفیت پایین به کار می‌رود؛ در موقعیت‌های غیررسمی جایگزین garbage می‌شود.

Everyday. Used to describe something very bad in quality; can replace garbage in informal contexts.

worthlessبی‌ارزش

روزمره/رسمی. اشیاء یا تلاش‌هایی که هیچ ارزشی ندارند را توصیف می‌کند؛ نسبت به garbage کمی رسمی‌تر است.

Everyday/Formal. Describes objects or efforts that have no value; somewhat more formal than garbage in this sense.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000