going

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

go·ing/ˈɡoʊ.ɪŋ/
goto move-ingpresent participle/gerund suffix
1verb (فعل)commonpast (گذشته): wentpast participle (مفعولی): gone-ing (حال): going3rd (سوم): goes

فعل — در حال رفتن

در حال رفتنعازم

وجه وصفی حال فعل go، که به حرکت یا عزیمت اشاره دارد.

Present participle of 'go', indicating movement or departure.

«ما فردا به ساحل می‌رویم.»

We are going to the beach tomorrow.

«او الان دارد به خانه می‌رود.»

She is going home now.

تفاوت با واژه‌های مشابه
movingدر حال حرکت (روزمره. قابل جایگزینی با 'going' وقتی به جابجایی فیزیکی اشاره دارد.) مثلاً: I am going to the store (دارم به فروشگاه می‌روم) یا I am moving to the store. 'Moving' معانی گسترده‌تری (مثلاً تأثیر عاطفی) دارد که 'going' ندارد. 'Moving' عام‌تر است و می‌تواند به هر نوع جابجایی اشاره کند، حتی اگر فرد قصد رسیدن به مقصد خاصی را نداشته باشد. 'The car is moving' (ماشین در حال حرکت است). 'Going' بیشتر برای جابجایی با هدف رسیدن به مقصدی است.
departingدر حال عزیمت (رسمی. رسمی‌تر از 'going' است و بر شروع سفر تأکید دارد.) مثلاً: The train is departing soon (قطار به زودی حرکت می‌کند) یا The train is going soon (برای قطار کمتر رایج است). 'Departing' بیشتر در بافت‌های رسمی، به ویژه برای سفر و حمل و نقل، استفاده می‌شود و بر لحظه آغاز حرکت تأکید دارد. 'The flight is departing from gate 5'.
متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more goingsuperlative (عالی): most going

صفت — روشن

روشندر حال کارفعال

در حال کار یا فعال. اغلب برای توصیف چیزی که در حال کار است استفاده می‌شود.

Functioning or operative. Often used to describe something that is working.

«آیا ماشین لباسشویی هنوز کار می‌کند؟»

Is the washing machine still going?

«موسیقی را روشن نگه دار.»

Keep the music going.

تفاوت با واژه‌های مشابه
workingدر حال کار (روزمره. کاملاً قابل جایگزینی با 'going' وقتی عملکرد را توصیف می‌کند.) مثلاً: Is the heater working? (آیا بخاری کار می‌کند؟) یا Is the heater going? 'Working' کاربرد جهانی‌تری دارد. 'Working' یک واژه عام است که به هر چیزی که فعال و در حال انجام وظیفه باشد اشاره می‌کند. 'Is your computer working?'
operativeعملیاتی/فعال (رسمی/فنی. می‌تواند در بافت‌های فنی یا رسمی جایگزین 'going' شود، به ویژه برای سیستم‌ها یا تجهیزات.) مثلاً: The system is operative (سیستم عملیاتی است) رسمی‌تر از The system is going است. 'Operative' رسمی‌تر و فنی‌تر است و اغلب برای توصیف سیستم‌ها، قوانین یا روش‌هایی که در حال اجرا هستند، به کار می‌رود. 'The new policy is now operative'.
متضادها
3noun (اسم)commonplural (جمع): goings

اسم — رفتن

رفتنعزیمت

یک عزیمت یا عمل ترک کردن.

A departure or an act of leaving.

«از رفتن او ناراحت بودیم.»

We were sad about his going.

«مسیر بالا رفتن از کوه سخت بود.»

The going was tough up the mountain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
departureعزیمت (رسمی. 'Departure' اسم استاندارد و رسمی‌تر برای ترک کردن است، به ویژه برای سفر.) مثلاً: His going was sudden (رفتن او ناگهانی بود) (ادبی) در مقابل His departure was sudden (استاندارد). 'Departure' نمی‌تواند در عباراتی مانند 'hard going' استفاده شود. 'Departure' به طور خاص به عمل ترک کردن یک مکان، به ویژه در زمینه سفر (مثل پروازها یا قطارها) اشاره دارد. 'The departure lounge was full'.
exitخروج (روزمره. به طور خاص به ترک یک ساختمان یا فضای بسته اشاره دارد.) مثلاً: The exit was clearly marked (خروجی به وضوح مشخص شده بود). 'Exit' به معنای خروج فیزیکی از یک مکان است. 'Follow the exit signs'.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000