بازگشت

govern

gov·ern/ˈɡʌvərn/
verb (فعل)common
past (گذشته): governedpast participle (مفعولی): governed-ing (حال): governing3rd (سوم): governs
حکمرانی کردنمدیریت کردن

رسمی کشور یا قلمرویی را کنترل یا اداره کردن.

To officially control or rule a country or territory.

«پادشاه ده سال حکومت کرد.»

The king governed the land for ten years.

«قوانین به اداره جامعه کمک می‌کنند.»

Laws help govern society.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ruleحکمرانی

متداول. معنای مشابه ولی govern رسمی‌تر و رسمی‌تر است، rule می‌تواند عمومی‌تر باشد.

Common. Similar meaning; 'govern' is more formal and official, 'rule' can be more general.

administerاداره کردن

رسمی. در برخی موارد رسمی، به خصوص در مدیریت امور عمومی قابل جایگزین است.

Formal. Interchangeable in some official contexts, especially managing public affairs.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000