hang a leg

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæŋ ə lɛɡ/
phrase (عبارت)dated

عبارت — تعلل کردن

تعلل کردنعقب ماندن

برای پیش رفتن تردید کردن یا عقب ماندن.

to hesitate or hang back instead of moving forward

«تعلل نکن؛ با ما بیا.»

Do not hang a leg; come with us.

«وقتی خطر پیش آمد، او تردید کرد.»

He hung a leg when danger came.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000