بازگشت

hassle

has·sle/ˈhæsl/
noun (اسم)informal
plural (جمع): hassles
زحمتمزاحمتمشکل

وضعیتی که باعث سختی یا مزاحمت می‌شود.

A situation causing difficulty or bother.

«پیدا کردن جای پارک اینجا چه زحمتی است!»

What a hassle to find parking here!

«رسیدگی به کاغذبازی خیلی زحمت دارد.»

Dealing with paperwork is such a hassle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
troubleمشکل

رایج. کلمه کلی برای مشکلات؛ اغلب با hassle قابل جایگزینی است.

Common. General word for difficulties; often interchangeable with hassle.

annoyanceآزار

رایج. تاکید بر آزردگی دارد؛ در موارد غیررسمی با hassle همپوشانی دارد.

Common. Emphasizes irritation; overlaps with hassle in informal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000