بازگشت

ease

/iːz/
1noun (اسم)common
راحتیسهولتآسایش

حالتی که در آن راحتی و absence درد یا دشواری وجود دارد

The state of being comfortable and free from pain or difficulty

«او با راحتی صحبت کرد با وجود جمعیت.»

He spoke with ease despite the crowd.

«کفش‌های جدید برایش راحتی زیادی آورد.»

The new shoes brought her great ease.

تفاوت با واژه‌های مشابه
comfortراحتی

رایج. تقریبا جایگزین است اما 'comfort' بیشتر به راحتی جسمی یا روحی اشاره دارد؛ 'ease' بیشتر به نبودن سختی هم دلالت دارد.

Common. Usually interchangeable, but 'comfort' can imply physical or emotional well-being, while 'ease' also covers absence of difficulty.

reliefتسکین

رایج. وقتی درباره درد است مشابه است ولی 'relief' کاهش ناراحتی را می‌رساند نه راحتی کلی.

Common. Similar when referring to pain, but 'relief' implies reduction of discomfort rather than general comfort.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): easedpast participle (مفعولی): eased-ing (حال): easing3rd (سوم): eases
آسان کردنکم کردنتسکین دادن

کاهش دادن شدت، دشواری یا درد چیزی

To make something less severe, difficult, or painful

«دارو سردردش را تسکین داد.»

The medicine eased her headache.

«آنها بار کاری را کم کردند تا استرس کمتر شود.»

They eased the workload to reduce stress.

تفاوت با واژه‌های مشابه
relieveتسکین دادن

رایج. در تسکین درد یا بار جایگزین است. 'Relieve' معمولا برای ناراحتی احساسی یا جسمی کاربرد دارد.

Common. Interchangeable when easing pain or burden. 'Relieve' often used for emotional or physical distress.

mitigateتخفیف دادن

رسمی. بیشتر در متون رسمی یا فنی برای کاهش مشکلات جدی کاربرد دارد و معمولا برای راحتی فیزیکی نیست.

Formal. Used mainly in formal or technical contexts to mean lessen serious problems or effects; not usually for physical comfort.

متضادها
3verb (فعل)common
past (گذشته): easedpast participle (مفعولی): eased-ing (حال): easing3rd (سوم): eases
آرام جابه‌جا کردنهل دادن آرام

حرکت دادن یا جابه‌جا کردن چیزی به آرامی و با دقت

To move or shift something slowly and carefully

«او در را به آرامی باز کرد.»

He eased the door open quietly.

«او با احتیاط به آرامی به صندلی‌اش تکیه داد.»

She eased back into her chair carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shiftجابجایی

رایج. معنای مشابه دارد ولی 'shift' ممکن است سریع‌تر یا کمتر ملایم باشد.

Common. Similar in meaning but 'shift' can be quicker or less gentle than 'ease'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000