have one's act together

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

have one's act to·geth·er/hæv wʌnz ækt təˈɡɛðər/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کارش را جمع‌وجور کردن

کارش را جمع‌وجور کردناوضاعش را تحت کنترل داشتن

کارها و زندگی خود را منظم و تحت کنترل داشتن.

To be organized, prepared, and in control of one's life or work.

«او واقعاً در محل کارش همه‌چیز را تحت کنترل دارد.»

She really has her act together at work.

«پیش از جلسه، کارهایت را سر و سامان بده.»

Get your act together before the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000