hold over someone's head

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hold o·ver some·one's head/hoʊld ˈoʊvər ˈsʌmwʌnz hɛd/
phrase (عبارت)common

عبارت — به رخ کشیدن

به رخ کشیدندستمایهٔ فشار کردن

چیزی را دستاویز فشار آوردن یا کنترل کردنِ کسی قرار دادن.

To use information, a favor, or a past mistake to pressure someone.

«او سال‌ها وام را به رخ او کشید.»

He held the loan over her head for years.

«اشتباه من را دستاویز فشار به من نکن.»

Don't hold my mistake over my head.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000