hold someone's feet to the fire

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hold some·one's feet to the fire/hoʊld ˈsʌmwʌnz fit tə ðə ˈfaɪər/
phrase (عبارت)informal

عبارت — پاسخ‌گو کردن

پاسخ‌گو کردنوادار به عمل کردن

کسی را وادار کردن که پاسخ‌گو باشد یا به قولش عمل کند.

To force someone to account for their actions or keep a promise.

«رأی‌دهندگان باید مقام‌ها را پاسخ‌گو کنند.»

Voters must hold officials' feet to the fire.

«او دربارهٔ مهلت، او را وادار به پاسخ‌گویی کرد.»

She held his feet to the fire about the deadline.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000