homemake

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

home·make/ˈhoʊmˌmeɪk/
homehouse, residencemaketo create or produce
verb (فعل)commonpast (گذشته): homemadepast participle (مفعولی): homemade-ing (حال): homemaking3rd (سوم): homemakes

فعل — خانگی ساختن

خانگی ساختندر خانه درست کردن

ساختن یا تولید کردن چیزها در خانه، مخصوصاً صنایع‌دستی یا غذا.

To create or produce things at home, especially crafts or food.

«او برای صرفه‌جویی پول لباس‌هایش را در خانه می‌سازد.»

She homemakes her own clothes to save money.

«بسیاری خانواده‌ها غذاهای خانگی را به خریداری شده ترجیح می‌دهند.»

Many families prefer homemaking recipes to store-bought food.

تفاوت با واژه‌های مشابه
craftصنایع دستی

رایج. بر ساختن ماهرانه، معمولاً دست‌ساز در خانه تأکید دارد.

Common. Emphasizes skillful making, often by hand, typically at home.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000