بازگشت

important

im·por·tant/ɪmˈpɔːrtənt/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more importantsuperlative (عالی): most important
مهمبا اهمیتحیاتی

از اهمیت یا ارزش بالا؛ چیزی که احتمالاً تأثیر عمیقی بر موفقیت، بقا یا رفاه دارد.

Of great significance or value; likely to have a profound effect on success, survival, or well-being.

«مهم است که برای امتحاناتت خوب درس بخوانی.»

It's important to study hard for your exams.

«او یک جلسه مهم با رئیسش داشت.»

She had an important meeting with her boss.

تفاوت با واژه‌های مشابه
significantمعنی‌دار، مهم، چشمگیر (قابل توجه و دارای معنی عمیق‌تر یا تأثیر بزرگتر از مهم عادی). قابل استفاده به جای important در مواردی که تاکید بر
crucialحیاتی، اساسی (قوی‌تر از important، به معنای
essentialضروری، لازم (بر چیزی تاکید دارد که بدون آن چیزی نمی‌تواند وجود داشته باشد یا کار کند. رسمی‌تر از important). در جملاتی مانند
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000