imprecation

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·pre·ca·tion/ˌɪmprɪˈkeɪʃən/
im-againstprecpray / entreat-ationact or process
noun (اسم)formalplural (جمع): imprecations

اسم — نفرین

نفرینلعنتطلسم

طلسم یا نفرین گفتاری به کسی.

A spoken curse or invocation of evil upon someone.

«او زیر لب نفرین می‌کرد.»

He muttered imprecations under his breath.

«داستان شامل نفرین‌هایی علیه خائن بود.»

The story included imprecations against the traitor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
curseلعنت

متداول. برای آرزوی زشتی که گفته می‌شود قابل جایگزینی است.

Common. Used interchangeably for spoken evil wishes.

anathemaلعنت و برائت

رسمی. نفرین قوی‌تر، گاهی مذهبی.

Formal. Stronger, sometimes religious curse.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000