in bed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn bɛd/
phrase (عبارت)common

عبارت — در رختخواب

در رختخوابدر بستر

در رختخواب بودن، معمولاً برای خواب، استراحت یا دوران بیماری.

lying in bed, usually to sleep, rest, or recover from illness

«بچه‌ها از قبل در رختخواب هستند.»

The children are already in bed.

«او به‌خاطر آنفلوآنزا در رختخواب ماند.»

She stayed in bed with the flu.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000