in control

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in con·trol/ɪn kənˈtroʊl/
phrase (عبارت)common

عبارت — مسلط بودن

مسلط بودنکنترل را در دست داشتن

توانایی هدایت و ادارهٔ یک موقعیت، فرایند یا گروه را داشتن.

able to direct a situation, process, or group successfully.

«آرام بمان و کنترل اوضاع را حفظ کن.»

Stay calm and remain in control.

«او جلسه را به‌خوبی اداره می‌کرد.»

She was in control of the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000