in collar

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in col·lar/ɪn ˈkɑlər/
phrase (عبارت)dated

عبارت — سرِ کار بودن

سرِ کار بودنشاغل بودن

مشغول کار یا دارای شغل بودن؛ بیشتر در کاربرد قدیمی.

employed or working, especially in older usage.

«او از بهار تا حالا سرِ کار بوده است.»

He has been in collar since spring.

«آن زمان پیدا کردن مردانی که شاغل باشند سخت بود.»

Finding the men in collar was difficult then.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000