in for it

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn fɔr ɪt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — در دردسر افتادن

در دردسر افتادنکارش تمام بودن

در آستانهٔ دردسر، انتقاد یا تنبیه قرار داشتن.

about to experience trouble, criticism, or punishment.

«وقتی بابا به خانه برسد، به دردسر می‌افتی.»

You are in for it when Dad gets home.

«او می‌دانست بعد از شکستن گلدان به دردسر می‌افتد.»

He knew he was in for it after breaking the vase.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000