in touch

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn tʌtʃ/
1phrase (عبارت)common

عبارت — در ارتباط بودن

در ارتباط بودنباخبر بودن

یعنی با کسی ارتباط و خبرگیری منظم داشتن.

In communication or contact with someone.

«هنوز با معلم قدیمی‌ام در ارتباطم.»

I still keep in touch with my old teacher.

«لطفاً بعد از اسباب‌کشی هم در تماس بمان.»

Please stay in touch after you move.

متضادها
2phrase (عبارت)common

عبارت — آگاه بودن

آگاه بودنهمراه بودن با واقعیت

یعنی از وضعیت یا احساسات دیگران آگاه و حساس بودن.

Aware of what is happening or of other people's feelings.

«رهبران خوب از وضعیت کارکنانشان باخبر می‌مانند.»

Good leaders stay in touch with their staff.

«او از احساسات خودش آگاه است.»

She is in touch with her feelings.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000