disrepute

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dis·re·pute/ˌdɪsrɪˈpjuːt/
noun (اسم)formal

اسم — بدنامی

بدنامیرسواییسقوط اعتبار

حالتی که در آن به خاطر سابقه بد، اعتبار یا احترام فرد یا چیزی خدشه‌دار شده باشد.

The state of being held in low esteem or disgrace because of bad reputation.

«این رسوایی باعث بدنامی شرکت شد.»

The scandal brought the company into disrepute.

«او سخت تلاش کرد تا آبروی از دست رفته خانواده‌اش را بازگرداند.»

He worked hard to restore his family's disrepute.

تفاوت با واژه‌های مشابه
infamyبدنامی

رسمی. واژه‌ای قوی برای شهرت بد به خاطر رفتارهای جدی یا رسوایی؛ شدت بیشتری نسبت به disrepute دارد.

Formal. A strong word implying very bad reputation, often from serious wrongdoing or scandal; more intense than 'disrepute'.

stigmaننگ

رسمی/آکادمیک. تاکید بر شرم اجتماعی یا بدنامی که به شخص یا گروهی نسبت داده می‌شود؛ الزاماً درباره شهرت کلی نیست.

Formal/academic. Focuses on social shame or disgrace attached to a person or group; not always about general reputation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000