بازگشت

inform

in·form/ɪnˈfɔːrm/
verb (فعل)formal
past (گذشته): informedpast participle (مفعولی): informed-ing (حال): informing3rd (سوم): informs
اطلاع دادنخبر دادن

اطلاعات یا واقعیت‌ها را به کسی دادن؛ خبر دادن.

To give someone facts or information; to tell.

«لطفاً درباره تغییرات به من اطلاع بده.»

Please inform me about the changes.

«او به پلیس درباره حادثه اطلاع داد.»

He informed the police about the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
notifyاعلام کردن

رسمی، به معنی اطلاع رسمی.

Formal. Means to officially or formally tell someone.

adviseرهنمود دادن

رسمی، به معنای مشورت دادن یا اطلاع رسانی.

Formal. Instructing someone about what to do, but sometimes overlaps with 'inform.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000