بازگشت

initialization

i·ni·ti·al·i·za·tion/ɪˌnɪʃiəlaɪˈzeɪʃən/
initial-first, beginning-izeto make or become-ationaction or process
noun (اسم)technical
راه‌اندازی اولیهمقدارسازی اولیه

فرآیند آماده‌سازی چیزی مثل یک برنامه یا سیستم کامپیوتری برای شروع به کار

The process of setting something, such as a computer program or system, into its starting condition

«راه‌اندازی اولیه سیستم تنها چند ثانیه طول می‌کشد.»

Initialization of the system takes only a few seconds.

«دستگاه قبل از استفاده نیاز به مقدارسازی اولیه دارد.»

The device needs initialization before use.

تفاوت با واژه‌های مشابه
setupراه‌اندازی

مرسوم. معمولاً قابل تعویض است بخصوص در زمینه‌های غیررسمی، اما setup ممکن است به معنای خود پیکربندی باشد نه فقط فرایند انجام آن.

Common. Often interchangeable, especially in informal contexts, but 'setup' can also mean the configuration itself rather than the process.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000