بازگشت

insufficiency

in·suf·fi·cien·cy/ˌɪnsəˈfɪʃənsi/
in-negation / notsufficientadequate, enough-cystate or quality
noun (اسم)common
ناکافی بودنکفایت‌نداشتن

وضعیتی که در آن مقدار، کیفیت یا درجهٔ چیزی کافی یا مناسب نیست.

The state of not being enough or adequate in quantity, quality, or degree.

«ناکافی بودن بودجه منجر به تأخیر در پروژه شد.»

The insufficiency of funds delayed the project.

«ناکافی بودن دریچه قلب می‌تواند مشکلات جدی سلامتی ایجاد کند.»

Heart valve insufficiency can cause serious health issues.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deficiencyکمبود

رایج. معمولاً قابل جایگزینی است اما 'کمبود' معمولاً به کمبود خاصی اشاره دارد که مشکل‌ساز است، در حالی که 'ناکافی بودن' کلی‌تر است.

Common. Often interchangeable but 'deficiency' can imply a specific lack causing problems, while 'insufficiency' is more general.

inadequacyنامناسب بودن

رسمی. معنی مشابه دارد و بیشتر در زمینه‌های رسمی استفاده می‌شود.

Formal. Similar in meaning, often used in more formal contexts to denote lack of adequacy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000